keeping
C1اسم/US /kˈiːpɪŋ/ KĒP-ĭng; UK /kˈiːpɪŋ/ KĒP-ĭng/
نگهداری
JadoLearn Dictionary
معنی keeping به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نگهداری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مواظبت کردن، تیمار، پروا داشتن
قیمومیت، سرپرستی
حبس، حفاظت، حراست
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.