linger
C2اسم/US /lˈɪŋɡɚ/ LĬNGG-ər; UK /lˈɪŋɡɚ/ LĬNGG-ər/
مردد بودن، دیر رفتن، مردد بودن دیر رفتن
JadoLearn Dictionary
معنی linger به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مردد بودن، دیر رفتن، مردد بودن دیر رفتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دیر کرد، تانی، درنگ
درنگ کردن
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.