معنی ۱neutral · 90%
زنی که پدر و مادرِ یک فرزند است
مثالهای طبیعی
My mother works at a hospital.
مادر من در یک بیمارستان کار میکند.
She is a mother of two.
او مادرِ دو فرزند است.
I called my mother last night.
من دیشب به مادرم زنگ زدم.
نکتهٔ کاربردی
Mother یک واژهٔ خنثی است. Mum و mom واژههای رایج و غیررسمی برای مادر هستند.
