معنی ۱informal · 90%
مادر یک شخص
مثالهای طبیعی
My mum works at a school.
مامان من در یک مدرسه کار میکند.
I called my mum after class.
من بعد از کلاس به مامانم زنگ زدم.
The mums waited outside the school.
مامانها بیرون مدرسه منتظر ماندند.
نکتهٔ کاربردی
Mum بهویژه در انگلیسی بریتانیایی رایج است. Mom شکل غیررسمی رایج در انگلیسی آمریکایی است.
