موقعیت خود یا چیزی را تغییر دادن یا از جایی به جای دیگر رفتن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
حرکت کردن
Deutsch
bewegen
Հայերեն
շարժվել
sharzhvel
مثالهای طبیعی
We moved to Berlin last year.
ما سال گذشته به برلین نقل مکان کردیم.
Please move your chair closer.
