part
A1اسم/US /pɑrt/ pärt; UK /pɑrt/ pärt/
جزو، بخش، جزء
JadoLearn Dictionary
معنی part به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جزو، بخش، جزء
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نصیب، بخش، برخه
جزء، قسمت، شعبه
انشقاق، تفرقه، سرشکنی
برخه
تکه، خرده
طاقه، اثر، لخت
تقسیم کردن، سهم بردن، سهم
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.