polite
C2فعل/US /pəlˈaɪt/ pəl-ĪT; UK /pəlˈaɪt/ pəl-ĪT/
مبادی آداب، آداب دان، باتربیت
JadoLearn Dictionary
معنی polite به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مبادی آداب، آداب دان، باتربیت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صیقل خورده، صیقلی
مهذب، پالوده، مصفا
مبادی آداب
خوش برخورد، خوش خلق
مدنی، کشوری، خانگی
درباری
نغز، ظریف، پربراز
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.