proof
A1اسم/US /pruːf/ pro͞of; UK /pruːf/ pro͞of/
اثبات، ملاک، حجت
JadoLearn Dictionary
معنی proof به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اثبات، ملاک، حجت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شهادت
گواهی
وجه، حجت، جهت
بحث وجدل، بحث، جستار
محاکمه، دادرسی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.