trial
A1اسم/US /trˈaɪəl/ TRĪ-əl; UK /trˈaɪəl/ TRĪ-əl/
محاکمه، دادرسی، محاکمه دادرسی
JadoLearn Dictionary
معنی trial به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محاکمه، دادرسی، محاکمه دادرسی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آزمودن، آزمایش، آزمایش کردن
کوشش، سعی
جدیت، مجاهدت، سعی بلیغ
تقلا، کوشش، سعی
آزمودن
اثبات، ملاک، حجت
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.