regard
A1اسم/US /rɪɡˈɑrd/ rĭg-ÄRD; UK /rɪɡˈɑrd/ rĭg-ÄRD/
تشخیص دادن، حرمت کردن، مبالات
JadoLearn Dictionary
معنی regard به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تشخیص دادن، حرمت کردن، مبالات
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رعایت کردن، ملاحظه کردن، مشاهده کردن
سگال، عرض، ملاحظه
رعایت، وقع گذاشتن، توجه کردن
ملتفت بودن، ذهن، فکر
کرام نمودن، محترم شمردن، کرام
منزلت، عزت، اعتبار
برآورد، براورد کردن، برآورد کردن
ملاحظه، مراعات، مطالعه
اخطار، اطلاعیه، تنبه
مواظبت کردن، تیمار، پروا داشتن
مربوط بودن، پروا
براورد، تخمین
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.