regulation
B1اسم/US /rˌɛɡjəlˈeɪʃən/ rĕgy-əl-ĀSH-ən; UK /rˌɛɡjəlˈeɪʃən/ rĕgy-əl-ĀSH-ən/
تنظیم، مقرره

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
regulation یعنی تنظیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تنظیم، مقرره
واژههای معتبر برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.
اصل، ناموس