regulation
A1اسم/US /rˌɛɡjəlˈeɪʃən/ rĕgy-əl-ĀSH-ən; UK /rˌɛɡjəlˈeɪʃən/ rĕgy-əl-ĀSH-ən/
تنظیم، مقرره، تنظیم مقرره
JadoLearn Dictionary
معنی regulation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تنظیم، مقرره، تنظیم مقرره
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قانون، ناموس، علم حقوق
حکومت، زنگی، امارت
متد، ترتیب، طریقه
اصل، ناموس، قاعده کلی
سفارش دادن، راسته، دستور
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.