rule
A1اسم/US /ruːl/ ro͞ol; UK /ruːl/ ro͞ol/
حکومت، زنگی، امارت
JadoLearn Dictionary
معنی rule به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حکومت، زنگی، امارت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تنظیم، مقرره
قانون، ناموس، علم حقوق
قاعده اخلاقی
قاعده کلی، گفته، گفته اخلاقی
راهنمایی کردن، راهنما، راهبر
سفارش دادن، راسته، دستور
متد، ترتیب، طریقه
راستا، جهت، جانب
تسلط، ممیزی، استیلاء
عقل اختیار، حکومت، دولتی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.