remainder
C1اسم/US /rɪmˈeɪndɚ/ rĭm-ĀND-ər; UK /rɪmˈeɪndɚ/ rĭm-ĀND-ər/
مابقی، الباقی، باقیمانده
JadoLearn Dictionary
معنی remainder به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مابقی، الباقی، باقیمانده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
فضولات، پسمانده، فضله
بقیه السیف
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.