repay
C1اسم/US /riːpˈeɪ/ rēp-Ā; UK /riːpˈeɪ/ rēp-Ā/
باز پرداختن
JadoLearn Dictionary
معنی repay به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باز پرداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اعاده کردن، اعاده دادن، سالم کردن
رجعت، بازگرد، نکس کردن
پایاپای کردن، جبران کردن، خنثی کردن
سزا دادن
خشنود کردن، اداکردن، ارضاء کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.