معنی ۱neutral · 90%
فعالیت رفتن به مکانها یا وبسایتها برای خریدن چیزها.
مثالهای طبیعی
I do my shopping on Saturday.
من خریدهایم را شنبه انجام میدهم.
We went shopping after work.
ما بعد از کار به خرید رفتیم.
Shopping is easy in this town.
خرید در این شهر آسان است.
نکتهٔ کاربردی
Shopping معمولاً به فعالیت خرید کردن اشاره دارد، نه به یک کالای خاص که میخرید.
ترکیبهای رایج
— خرید چیزهای مورد نیاز خانه یا زندگی روزمره
