stain
A1اسم/US /steɪn/ stān; UK /steɪn/ stān/
لکه، شایبه، رنگ پس دادن
JadoLearn Dictionary
معنی stain به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لکه، شایبه، رنگ پس دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رنگ، خضاب کردن، خضاب
لک کردن
چرک شدن، خاکی کردن، پلید کردن
بی رنگ کردن
فضاحت، روسیاهی، شرمساری
گله، خال، لک
شایبه، آلوده کردن
کثافت، ناپاکی، لوث
کدر شدن، کدر کردن، کدورت
رنگ، ملون کردن، تغییر رنگ دادن
سابقهبد، بدنامی، بد نامی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.