tarnish
C1اسم/US /tˈɑrnɪʃ/ TÄRN-ĭsh; UK /tˈɑrnɪʃ/ TÄRN-ĭsh/
کدر شدن، کدر کردن، کدورت
JadoLearn Dictionary
معنی tarnish به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کدر شدن، کدر کردن، کدورت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لکه، شایبه، رنگ پس دادن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.