stern
A1اسم/US /stɝn/ stərn; UK /stɝn/ stərn/
سخت ومحکم، عقب کشتی، عبوسانه
JadoLearn Dictionary
معنی stern به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سخت ومحکم، عقب کشتی، عبوسانه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منحوس، مکدر، افسرده
غیر معاشر
نفرت انگیز، نهی کننده
مقرراتی، نص صریح، یک دنده
بی عاطفه، سست مهر، بی شفقت
فاقد احساسات
بی انصاف، ستمگر، بیرحم
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.