stiff
A1صفت/US /stɪf/ stĭf; UK /stɪf/ stĭf/
شخ، سیخ، شخ سیخ
JadoLearn Dictionary
معنی stiff به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شخ، سیخ، شخ سیخ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نرم نشو
قیر قابل انحناء، انحناء ناپذیر
قرص، بازور، سختی پی
بسختی
خیرهسر، خیره سر، سرسخت
متعند، معاند، خودسر
کله شق
تند، تند زبان، درشت
رسمی، مجلسی، تشریفاتی
تصنعی، مبتلا، دچارعلت کردن
آهاردار، آهاری
قادر؛ توانا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.