strengthen
C1اسم/US /strˈɛŋθən/ STRĔNGTH-ən; UK /strˈɛŋθən/ STRĔNGTH-ən/
تحکیم کردن، تقویت یافتن، پر زور کردن
JadoLearn Dictionary
معنی strengthen به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تحکیم کردن، تقویت یافتن، پر زور کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تایید کردن، تسجیل کردن، تنفیذ کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
سنگربندی کردن، مستحکم کردن، دارای استحکامات کردن
جان دار، روح دادن، زندگی بخشیدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.