summon
C1اسم/US /sˈʌmən/ SŬM-ən; UK /sˈʌmən/ SŬM-ən/
فراخوانی، احضاریه، فرا خواستن
JadoLearn Dictionary
معنی summon به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فراخوانی، احضاریه، فرا خواستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اتخاذ سند کردن، اقتباس کردن
متوجه ساختن، خاطرنشان کردن، آگاه ساختن
هم آیش کردن، دورهم جمع شدن
تهییج شدن، تهییج کردن، هیجان داشتن
دعوت کردن، صلا در دادن، وعده گرفتن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.