معنی ۱neutral · 90%
گیاه یا بخشی از گیاه که مردم آن را بهعنوان غذا میخورند.
مثالهای طبیعی
We need some vegetables for dinner.
ما برای شام به مقداری سبزیجات نیاز داریم.
Carrots are my favorite vegetable.
هویج سبزی موردعلاقهٔ من است.
Please wash the vegetables before cooking them.
لطفاً سبزیجات را قبل از پختن آنها بشویید.
نکتهٔ کاربردی
Vegetable معمولاً به خوراکیهایی مانند هویج، سیبزمینی، بروکلی و پیاز گفته میشود.
ترکیبهای رایج
— سبزیجاتی که بهتازگی چیده یا آماده شدهاند
