abmildern
B1فعلخنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
JadoLearn Dictionary
abmildern یعنی خنثی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حد، حاشیه، لب
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
ترمز کردن، ترمز گرفتن، ترمز
ریز ریز کردن، ریزه ریزه کردن، لفت دادن
نم زدن، مرطوب شدن، نمدار کردن
حساب، محدودیت قائل شدن، محدود بودن
معذلک، گرفتن از، انبیق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.