Art
C2اسمجور کردن، جور، قبیل
JadoLearn Dictionary
Art یعنی جور کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جور کردن، جور، قبیل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لقا، چهر، ریخت
ادب، بطور، کیفیت
جور کردن، جور، قبیل
جور کردن، جور، قبیل
جور کردن، جور، قبیل
جور کردن، جور، قبیل
رسته، سلک، طبقاتی
جسم کروی، حوزه، عرصه
جسم کروی، حوزه، عرصه
مهره شطرنج، مرد، رجل
خط، سکته، نوازش کردن
تکیه، کارمندی، استخدام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.