betreuen
B2فعلپرداختن، حضور یافتن، ملازمه
JadoLearn Dictionary
betreuen یعنی پرداختن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پرداختن، حضور یافتن، ملازمه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نظر کردن، نگه کردن، نگریستن
دریاچه، تالاب، برکه
برنگری کردن، نظارت کردن، مباشرت کردن
معالحجه کردن، درمان کردن، درمان نمودن
داماد، چاروادار، شاه داماد
گیر دادن، درهم انداختن، گرو گذاشتن
ماکولات، تدارک، تهیه
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
دستگیری، کمک، معونت
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.