Betriebsmittel
B1اسمدست مایه، دارالسلطنه، دارالخلافه
JadoLearn Dictionary
Betriebsmittel یعنی دست مایه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دست مایه، دارالسلطنه، دارالخلافه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مددکار، معونت، اعانه
آلت، ابزار، وسیله
دست مایه، دارالسلطنه، دارالخلافه
ماشین آلات
ماشین آلات
طبقه بندی رزه، فقره اصلی، گیره کاغذ
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.