blind
A2صفتنابینا کردن، ضریر، روشندل
JadoLearn Dictionary
blind یعنی نابینا کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نابینا کردن، ضریر، روشندل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نابینا کردن، ضریر، روشندل
نابینا کردن، ضریر، روشندل
نابینا کردن، ضریر، روشندل
موکد، اجبارا، بی نهایت
بی نهایت، نا محدود، نامحدود
دهنی، چرب، روغن دار
بلند وناهنجار، درنده، درندگی
بی نهایت، نا محدود، نامحدود
بی اندیشه، بی ملاحظه، بی تعقل
بی مخ، نابجا، عارضی
بی مخ
الکلی، باده پرستی، باده پرست
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.