Detektiv
C2اسممحقق، بازجو، متجسس
JadoLearn Dictionary
Detektiv یعنی محقق. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محقق، بازجو، متجسس
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عدد هشتاد
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
نیابت، پیشکاری، کارگزاری
ملازم، ملتزم
محقق، بازجو، متجسس
رای العین، محقق، بازجو
کارآگاه، مامور مخفی، مامور آگاهی
محقق، بازجو، متجسس
محقق، بازجو، متجسس
محقق، بازجو، متجسس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.