durchboxen
B2فعلبزور وادار کردن، مجبور کردن، زور
JadoLearn Dictionary
durchboxen یعنی بزور وادار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بزور وادار کردن، مجبور کردن، زور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بربا درفتن، هرز، هدر
ضاهر ساختن، راقی، بسط یافتن
ملتزم کردن، بزور وادار کردن، مجبور کردن
دسترسی؛ دسترسی داشتن، بزور وادار کردن، مجبور کردن
بزور وادار کردن، مجبور کردن، زور
بزور وادار کردن، مجبور کردن، زور
بزور وادار کردن، مجبور کردن، زور
بزور وادار کردن، مجبور کردن، زور
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.