eingraben
C1فعلمدفون کردن، تدفین کردن، بخاک سپردن
JadoLearn Dictionary
eingraben یعنی مدفون کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مدفون کردن، تدفین کردن، بخاک سپردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
میل زدن، گمانه زدن، مدفون کردن
میل زدن، گمانه زدن، مدفون کردن
مدفون کردن، تدفین کردن، بخاک سپردن
مدفون کردن، تدفین کردن، بخاک سپردن
ورد داشتن، گرفتن، استدن
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
مستقر کردن، قرار دادن، جایگیر ساختن
سبز شدن، سبز کردن، سبز
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.