einpflanzen
C2فعلمستقر کردن، قرار دادن، جایگیر ساختن
JadoLearn Dictionary
einpflanzen یعنی مستقر کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مستقر کردن، قرار دادن، جایگیر ساختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ورد داشتن، گرفتن، استدن
مستقر کردن
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
مدفون کردن، تدفین کردن، بخاک سپردن
سبز شدن، سبز کردن، سبز
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.