einschieben
C2فعلطپاندن، تپاندن، فشار
JadoLearn Dictionary
einschieben یعنی طپاندن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طپاندن، تپاندن، فشار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جگر سفید، ریه
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
وصلت دادن، متفق کردن، بهم پیوست
گماشتن بر، تاخت وتاز کردن، تاخت کردن
طپاندن، تپاندن، فشار
طپاندن، تپاندن، فشار
طپاندن، تپاندن، فشار
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.