schieben
B2فعلطپاندن، تپاندن، فشار
JadoLearn Dictionary
schieben یعنی طپاندن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طپاندن، تپاندن، فشار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جگر سفید، ریه
مطالبه، تقاضا، خواستار شدن
پرت کردن، بر افکندن، پرتاب کردن
منگنه کردن، فشاردادن، فشاردن
طپاندن، تپاندن، فشار
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
سرکوب کردن، فرو نشاندن، سرکوبی کردن
عیان، مبرهن، صاف
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
کول، خلف، ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.