wegschieben
B1فعلمعاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
JadoLearn Dictionary
wegschieben یعنی معاف کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرکوب کردن، فرو نشاندن، سرکوبی کردن
سرکوب کردن، فرو نشاندن، سرکوبی کردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
عیان، مبرهن، صاف
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
طپاندن، تپاندن، فشار
کول، خلف، ظهر
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.