Ermittler
C2اسمکارآگاه، مامور مخفی، مامور آگاهی
JadoLearn Dictionary
Ermittler یعنی کارآگاه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کارآگاه، مامور مخفی، مامور آگاهی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کارآگاه، مامور مخفی، مامور آگاهی
کارآگاه، مامور مخفی، مامور آگاهی
کارآگاه، مامور مخفی، مامور آگاهی
کارآگاه، مامور مخفی، مامور آگاهی
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
نیابت، پیشکاری، کارگزاری
ملازم، ملتزم
محقق، بازجو، متجسس
رای العین، محقق، بازجو
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.