hantieren
B1فعلمستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
hantieren یعنی مستقیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
افاده کردن، مستقیم، بیواسطه
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.