husten
A2فعلکهر، خلیج، جویش
JadoLearn Dictionary
husten یعنی کهر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کهر، خلیج، جویش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کهر، خلیج
عوعو، پارس کردن، وغ وغ کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
مقدار، وجه، مبلغ
جمع، بحداکثر، کل
مقدار، وجه، مبلغ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.