konstituieren
B1فعلتاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
konstituieren یعنی تاسیس کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
خرید کردن، خریدن، خریداری کردن
ارائه نمودن، حالی، معرفی کردن
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
ملتزم کردن، صراحت داشتن، معین کردن
متضمن بودن، فرض کنید، فرضکردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.