limitieren
A2فعلوظیفه دار، متعهد، ملتزم
JadoLearn Dictionary
limitieren یعنی وظیفه دار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
توطن کردن، تصفیه حساب کردن، تفریغ کردن
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
خنثی کردن، خنثی نمودن، بی اثر کردن
انقسام، افراز، منطقه
نم زدن، مرطوب شدن، نمدار کردن
محدودیت قائل شدن، منحصر کردن، مختصر نمودن
محدودیت قائل شدن، منحصر کردن، مختصر نمودن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.