managen
B2فعلدسته، سرو کار، قبضه شمشیر
JadoLearn Dictionary
managen یعنی دسته. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دسته، سرو کار، قبضه شمشیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ممارست، برزیدن، تمرینی
حکومت، زنگی، امارت
نظم دادن، سفارش دادن، راسته
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
پیشروی کردن، ترقی، پیشرفت
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.