messen
B2فعلصراحت داشتن، معین کردن، تصریح کردن
JadoLearn Dictionary
messen یعنی صراحت داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صراحت داشتن، معین کردن، تصریح کردن
اندازه گیری، پیمایش، سنجش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
بلا فصل، عاجل، فوری
حد، حاشیه، لب
متری، سنج، سنجنده
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
ملتزم کردن، صراحت داشتن، معین کردن
تخطیط، بردید، ممیزی
صراحت داشتن، معین کردن، تصریح کردن
بد، بی محل، لاوصول
کف گیری، خامه، کرم رنگ
اختلاط، داخل معده کردن، درهیختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.