mischen
A2فعلترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
JadoLearn Dictionary
mischen یعنی ترکیب شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سفارش دادن، راسته، دستور
فلس فلس، جر، گسیختگی
برقت آوردن، مس کردن، دست زدن
گرد گیری، کلاله یا دسته مو، مگس گیر
گرد گیری، کلاله یا دسته مو، مگس گیر
گرد گیری، کلاله یا دسته مو، مگس گیر
گرد گیری، کلاله یا دسته مو، مگس گیر
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.