nicht kaputtgehen
A2فعلبرگزار کردن، دردست داشتن، منعقد ساختن
JadoLearn Dictionary
nicht kaputtgehen یعنی برگزار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
برگزار کردن، دردست داشتن، منعقد ساختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نیکخواه، عام المنفعه، خیراندیش
بستن، محکم کردن، برگزار کردن
برگزار کردن، دردست داشتن، منعقد ساختن
برگزار کردن، دردست داشتن، منعقد ساختن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
مقدار، وجه، مبلغ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.