sich vermischen
A2فعلترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
JadoLearn Dictionary
sich vermischen یعنی ترکیب شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.