strahlen
A2فعلشعاع، پرتو، اشعه
JadoLearn Dictionary
strahlen یعنی شعاع. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شعاع، پرتو، اشعه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شعاع، پرتو، اشعه
خرف شدن، زوال، گذشت زمان
شعاع، پرتوه، پرتو
شعاع، پرتوه، پرتو
ول خندیدن، هر هر، نخودی خندیدن
زیر خنده زدن، خنداندن، خنده
زیر خنده زدن، خنداندن، خنده
زیر خنده زدن، خنداندن، خنده
زیر خنده زدن، خنداندن، خنده
زیر خنده زدن، خنداندن، خنده
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.