Stuhl
B1اسمصندلی، کرسی، دفع
JadoLearn Dictionary
Stuhl یعنی صندلی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صندلی، کرسی، دفع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صندلی، کرسی، وضع
دفع، فضولات، مدفوع
دفع، فضولات، مدفوع
دفع، فضولات، مدفوع
دفع، فضولات، مدفوع
دفع، فضولات، مدفوع
دفع، فضولات، مدفوع
اسید؛ اسیدی؛ تند، تند، دبش
دفع، فضولات، مدفوع
دفع، فضولات، مدفوع
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.