verbringen
A2فعلتشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
JadoLearn Dictionary
verbringen یعنی تشریف داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
سکون، توقف گاه، ماندن
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.