verleben
C1فعلمصروف داشتن، صرف کردن، به سر بردن
JadoLearn Dictionary
verleben یعنی مصروف داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مصروف داشتن، صرف کردن، به سر بردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گدار، عبور کردن، مرور کردن
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
مصروف داشتن، صرف کردن، به سر بردن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
گدار، عبور کردن، مرور کردن
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
پی بندی کردن، تکیه گاه، نگاهداری
بیشتر دوام آوردن، بر زیستن، زنده ماندن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
راهنمایی کردن، راهنما، راهبر
بتن کردن، ساییدگی، ملبس شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.