vermessen
A2صفتبد، بی محل، لاوصول
JadoLearn Dictionary
vermessen یعنی بد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بد، بی محل، لاوصول
صراحت داشتن، معین کردن، تصریح کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گرمابه، حمام، تنشوی
خود فروش، خودنما، خودفروش
برنج مانند، برنجی، ارزان
خود خوشنود، عشرت طلب، خود خوشایند
جازم، محدود کننده، فراز گری
انگیزه، انگیختگی، محرک
بلا فصل، عاجل، فوری
حد، حاشیه، لب
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
ملتزم کردن، صراحت داشتن، معین کردن
تخطیط، بردید، ممیزی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.