zusammenpacken
A2فعلخوشه، خوشه کردن، بقچه بستن
JadoLearn Dictionary
zusammenpacken یعنی خوشه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خوشه، خوشه کردن، بقچه بستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جسم کروی، حوزه، عرصه
بهم وصل کردن، بهم پیوستن، مسلسل کردن
بهم وصل کردن، بهم پیوستن، مسلسل کردن
وصلت دادن، متفق کردن، بهم پیوست
خلاصه کردن، چکیده کردن، تلخیص کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.